اشعار حضرت علی اصغر علیه السلام

(1)
سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات چه زود این همه تغییر کرد آب فرات
چه کرد با جگر تشنه ها نمی دانم رُباب را که زمین گیر کرد آب فرات
رُباب را چقدر در حرم خجالت داد همان دو لحظه که تاخیر کرد آب فرات
سفید شد همه گیسویش یکی یکی عروس فاطمه را پیر کرد آب فرات
همان که آبرویت را ز گریه اش داری سه شعبه در گلویش گیر کرد... آب فرات
دو قطره آب ندادی و شاه عطشان را چقدر حرمله تحقیر کرد، آب فرات!
دوباره آب رسید و دوباره شیر آمد ولی چه سود، کمی دیر کرد آب فرات
تمام اهل حرم تشنه... اسب ها سیراب سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات
علی اکبر لطیفیان
***
(2)
حالا برای خنده که دیر است گریه کن
بابا نخواب...موقع شیر است...گریه کن...
در مانده ام میان دو راهی...کجا روم؟
چشمم که رفته است سیاهی...کجا روم؟
جانِ رباب، من به همه رو زدم نشد
دنبال آب، من به همه رو زدم نشد...
عمه تو را ز دور نشان میدهد نخواب
هی شانه ی رباب تکان میدهد نخواب
شد وقت بازی ات کمرت را گرفته ام
با احتیاط زیر سرت را گرفته ام
قنداقه ات که بست لبت باز شد علی؟
خندید مادرت... چقدر ناز شد علی
افسوس مادرت شب شادی ات ندید
چشم رباب حجله ی دامادی ات ندید...
در خیمه گرم کرده خودش مجلست علی
جای نفس بلند شده "خس خست " علی
تا پشتِ خیمه کارِ پدر سر به زیری است
تازه زمان دیدن دندان شیری است
همبازی تو ساقه ی تیر است گریه کن
بابا نخواب موقع شیر است گریه کن
حسن لطفی
***
(3)
دل آقا اسیر زلفت بود خنده ات باده ی حیاتش بود
نخ قنداقه ی مطهرتان لنگر کشتی نجاتش بود
گره هایی بزرگ آوردند پای گهواره ات مراجع مان
مُهر لبیک یا حسینت را جان زهرا بزن به طالع مان
چشم هایت به کربلا فهماند مست بودن به قیل و قال که نیست
ظهر روز دهم نشان دادی مرد بودن به سن و سال که نیست
یل شش ماهه ای، عجیب که نیست! نوه ی حیدری "جگرداری"
بی جهت حرمله سه شعبه نخواست با عمو می پری، جگرداری
گریه هایت برای آب نبود پدرت را غریب می دیدی
تا که پلک تو را عطش می بست خواب شیب الخضیب می دیدی
حنجرت را بهانه می دیدند بغش شان جنگ با علی دارد
کوفه با دیدنت هراسان گفت: چقدرکربلا، علی دارد!
خورجینی که در خیال خودش سود خلخال ها کلان تر بود
از هیاهوی نیزه ها فهمید از پدر هم سرت گران تر بود
رفتی از نیزه سر درآوردی بین سرها، سری درآوردی
ناقه ی عمه را حجاب شدی وقتی از سایه معجر آوردی
وحید قاسمی
***

(4)
زره پوشیده از قنداقه، بی شمشیر می آید
شجاعت ارث این قوم است، مثل شیر می آید
به روی دست بابا آسمان ها را نشان کرده
چقدر آبی به این چشمان بی تقصیر می آید!
زبانش کودکانه است و نمی فهمم چه می گوید
ولی می خوانم از چشمش که با تکبیر می آید
به چیزی لب نزد جز آه از لطف ستم، اما
نمی دانم چرا از دست دنیا سیر می آید!
جهانی را شفاعت میکند با قطره ی اشکی
که از چشمش تو گویی آیه ی تطهیر می آید
چه زخمی خورده آیا بر کجای طفل شش ماهه!؟
که با خون دارد از این زخم بوی شیر می آید!
بخواب ای کودکم، لالا...، که سیرابت کند دشمن
بخواب ای کودکم، لالا...، که دارد تیر می آید
علی فردوسی
***
(5)
دریا تو، رودها به لبان تو میرسند آیینهها، به نام و نشان تو میرسند
طعم لبان تردِ تو را تشنه است آب دریاچهها به فصل لبان تو میرسند
رندان تشنه لب، که تویی خضر راهشان پشت عطش، به آب روانِ تو میرسند
در کربلای خون و خطر، ای پناه عشق! آزادگان، به خط امان تو میرسند
"هو" میچکد ز حنجرهات، ای اذان سرخ! خون جامگان، به بوی اذان تو میرسند
گفتی "فیا سُیوف خُذینی" به بزم عشق شش ماهه مرد! دل شدگان تو میرسند
آمد ز راه حرمله و آسمان شکافت خیل فرشتگان، نگرانِ تو میرسند
با حنجر نشسته به خون، گفتهای اذان
دل بردهای - قسم به خدا - از فرشتگان
رضا اسماعیلی
***
(6)
هر کی گوشش به سخن های منه
دیگه از تشنگی فریاد نزنه
هر چی یار داشته بابا فدا شده
بچه ها دیگه بابا تنها شده
بابای ما دیگه سقا نداره
رفته و برای ما آب بیاره
من از اون گوشه ی خیمه می دیدم
حرفاشو با قوم کافر شنیدم
می خواد از ماها خجالت نکشه
داره از دشمنا منت می کشه
نمی گم منت ذلت می کشه
بلکه منت هدایت می کشه
بچه ها دست بابا خونی شده
گمونم شش ماهه قربونی شده
عباشو طوری رو اصغر کشیده
گمونم خیلی خجالت کشیده
شهید غلامعلی رجبی
***
(7)
به روی دست من اینگونه که تقسیم شدی پیش اهل حرمم خوب تو تکریم شدی
آشکارا شده قرآنِ تنت جزء به جزء مثل شق القمر ای ماه به دو نیم شدی
از حرم آمدنت آیت جاء الحق بود زَهَق الباطلت آنجاست که تعظیم شدی
رزم دشمن کُش تو بر عطشت می ارزید گرچه از آب فرات این همه تحریم شدی
سند غربت و مظلومیِ این فتح تویی فاتح قلّه تاریخ تو ترمیم شدی
همچنان روز علی روز جهانی داری کربلا خم غدیر است و تو تقویم شدی
اکبرم حیدر و تو محسنِ این صحرایی این چنین بود که بر فاطمه تقدیم شدی
با سر تیر سه شعبه تو چه اُنسی داری خنده ات داد نشان دور زِ هَر بیم شدی
سخت پاشیدی و چون مشک تلظّی کردی در دل خاک بلافاصله ترسیم شدی
پاسخِ تشنگی ات را به تمسخر دادند باشد، امّا به خدا بر همه تفهیم شدی
بارش حنجر تو پشت ستم را لرزاند درس عبرت شدی و بانی تحکیم شدی
محمود ژولیده



سلامانه : اعتیاد جنسی؛ نوعی از اعتیاد که دانشمندان همواره با شک و ابهام در مورد آن صحبت می کنند. اما تحقیقات اخیر درباره دیدن تصاویر پورن ثابت کرد که می توان به استفاده زیاده از حدِ هر نوع مادهای که با وابستگی ذهنی افراد همراه باشد واژه اعتیاد را اطلاق کرد. در واقع اعتیاد به رابطه جنسی از لحاظ علمی نوعی رفتار جنسی اجباری شناخته می شود که تأثیر بر فعالیت های مغزی چیزی است شبیه به مصرف مواد مخدر.
به گزارش پایگاه خبری سلامانه به نقل از تایم ، فعالیت و تغییراتی مغزی
انسان در هنگام تماشای تصاویر پورن مشابه با زمانی است که به یک فرد معتاد
تصاویر مواد مخدر نشان داده شود. در تحقیق انجام شده در دانشگاه کمریج
دانشمندان تصاویر پورن به 19 مرد با رفتارهای جنسی اجباری(اعتیاد جنسی) و
19 مرد سالم نشان دادند، نتایج حاکی از آن بود که داشتن اعتیاد به روابط
جنسی موجب تحریک نواحی در مغز می شود که در زمان مصرف مواد مخدر نیز فعال
می شوند. این در حالی است که مغز مردان سالم نسبت به دیدن تصاویر این چنینی
واکنشی نشان نمی دهد.
علاوه بر این از شرکت کنندگان در تحقیق خواسته شد تا میزان علاقه خود را در
مورد هر یک از ویدیو و تصاویر مشاهده شده مطرح کنند. نکته جالب توجه این
بود که آن دسته افرادی که رفتاری اعتیاد آوری جنسی داشتند بیشترین امتیاز
به تصاویری دادند که تنها نیاز جنسی آنها را رفع می کرد، فارغ از اینکه آن
تصاویر را دوست داشتند دادند یا خیر. مشابه این اتفاق در معتادان به مواد
مخدر نیز می افتد، زیرا آنها مواد مخدر را نه از روی دوست داشتن بلکه به
صرف رفع نیاز استفاده می کنند.
تمامی 19 شرکت کننده ای که اعتیاد جنسی داشتند اذعان کردند که دیدن تصاویر
پورن از سنین بسیار پایین آغاز کردند و این روند را در زندگی آینده خود با
شدت بیشتری ادامه دادند. هم چنین تحریک پذیری ناحیه جسم مخطط که مسئولیت
انتقال میل جنسی در مغز را بر عهده دارد، در شرکت کنندگان جوان بیش از
سایرین بود. گرچه سایر تحقیقات انجام شده این نتایج را تأئید می کنند اما
کوچک بودن نمونه انتخابی مانع از آن می شود که با قطعیت کامل از مشابهت
تأثیر اعتیاد جنسی و اعتیاد به مواد مخدر سخن گفت.